ميرزا محمد حيدر دوغلات

220

تاريخ رشيدى ( فارسي )

حصار ، شهر و غيره به كار مىرود ، درست همان طورى كه ما در هر جايى از انگلستان داريم مانند شهر جديد ، بندر جديد ، دژ جديد و غيره . در حقيقت صفت « جديد » در اكثر كشورها يكى از عادىترين نام براى محل‌هاست . طراز چنان كه در ص 215 ، پىنوشت شمارهء 242 ديده‌ايم ، بدون ترديد در كنار رودخانه طراز ، احتمالا در مجاورت اوليا آتاى جديد و يا در محل آن قرار داشته و بنابراين مىتوانسته در حدود يك‌صد و شصت مايلى به فاصله مستقيم به طرف جانب شرقى اترار واقع شده باشد . بدين ترتيب فقط مىتوان استنباط كرد كه در آثار برخى نويسندگان شرقى ، دو شهر ، داراى يك نام بوده‌اند . در حقيقت شهر سومى نيز در اين ناحيه ويژه وجود داشته است ، زيرا آقاى لره ) herel ( در 1867 با كشف خود ، ما را از خرابه‌هاى يك ينگى قديمى ياينگىكند در كنار سيحون به فاصله اندكى از قسمت سفلاى اترار باخبر ساخت . در خصوص ينگى مذكور از سوى بابر ، در اشاره او مبنى بر تعقيب مغولان از سوى ابوسعيد ، پيداست كه منظور او هيچ يك از ينگىهاى مشخص شده در كنار سيحون نبوده ، زيرا به صراحت گفته شده كه ( 1 ) مغولان به سوى سرزمين خود گريخته‌اند ، و ( 2 ) در اسپراه شكست خوردند . اگر آنها از اترار گذشته باشند نمىتوانسته‌اند در مسير مغولستان حركت كنند و در آن مسير ، اسپراه وجود ندارد . از سوى ديگر براى عقب‌نشينى به طرف مغولستان ، آنها بايد لزوما از كنار يا از نزديكى طراز گذشته باشند و در آن سوى طراز مىتوانسته‌اند به اسپراه برسند . بدين ترتيب به عقيده من براى تطبيق هويت ينگى يا ينگىكند با طراز مورد نظر ميرزا حيدر ، دلايل كافى وجود دارد ، و در خصوص ماسيكى مورد نظر ارسكين بايد گفت كه اشتباهى در قرائت متن رخ داده است . همچنين احتمال دارد كه اين اشتباه ناشى از اشارات متعدد بابر به محلى بوده كه وى آن را در بابرنامه ، ماسيخا نوشته است . به علاوه چنان كه خود ارسكين در نقشه‌اش نشان داده ، محل مذكور به طور كلى ناحيه متفاوتى است و هرگز با ماسيكى يا ينگى مورد نظر او اشتباه نمىگردد ، مگر آنكه نوشته‌هاى متن اصلى او را گمراه كرده باشد . و اما تنها ارسكين نيست كه ماسيكى را معادل طراز قرار داده ، زيرا كاترمر نيز عقيده داشته است كه در سرتاسر متن حيدر رازى بايد به همان ترتيب خوانده شوند . ترجمه او چنين است « چمنزارهاى طالاس و كنت چك كه به طور عاميانه مسكى و طراز ناميده مىشود » ؛ اما او توجه دارد كه كلمه مسكى احتمالا به جاى ينگى آمده است . به هر حال اين فقط مشكلى است در قرائت متون - نه مربوط به شناسايى امكنه - و بررسى متن حيدر رازى مىتواند نشان دهد كه كلمه مذكور به همان ترتيبى كه ميرزا حيدر نوشته در آنجا ثبت شده است . به علاوه در اين تاريخ خواهيم ديد كه ميرزا حيدر بار ديگر در آنجا كه مىگويد « نوشته‌اند كه مغولان طراز را ينگى مىخوانند » بار ديگر طراز را شهرى عنوان كرده كه در كتب مذكور است . در اينجا مطلب ديگرى درباره قرائت متن نيست . وى مىافزايد كه آثار چندين شهر باستانى در همان نزديكىها پيدا شده ، اما دانسته نيست كدام يك از اين شهرهاى قديمى ، ينگى بوده يا اسامى شهرهاى ديگر چه بوده است . » اين نظريه ممكن است به روشن شدن مطلبى كمك كند كه در ترجمه مسالك الابصار ( اثر مربوط به نيمه نخست سده چهاردهم ) توسط كاترمر موجود است . در آنجا گفته شده كه از سمرقند به ينگى بيست منزل راه است و شهر اخير چهار شهرك را دربر مىگيرد كه يك « پرسنگ » از هم فاصله دارند . هر شهركى نام مخصوص به خود را دارد ، يكى را ينگى خوانند ، دومى اينگى باليق ، سومى كنچك ، و چهارمى طالاس ( يا طراز ) ناميده مىشود . همچنين در هفت اقليم ( كاترمر ) گفته شده كه « طراز . . . نيز ينگى ناميده مىشود » ؛ همچنين در جغرافياى صادق اسپهانى ( اوزلى ) مىبينم كه هر دو اسم به اين ترتيب با هم جفت شده‌اند : « ينگى - طراز ، شهرى از تركستان . »